در کتاب «آنتروپی»، نیما شهسواری با نگاهی کالبدشکافانه، جامعه را نه به مثابهی یک ساختار سیاسی، بلکه همچون یک «سوما» (کالبد انسانی) تحلیل میکند که میان دو تیغهی قیچی گیر کرده است: استبدادِ زهد و استبدادِ لذت. مسئلهی اصلی این اثر، نشان دادنِ این حقیقت است که چگونه «حرم خان» در هیئتِ سنت، بدن را با قفل و زنجیر میپوشاند، و در سوی دیگر، «لرد» در هیئتِ تجدد، آن را با ابزارِ تحریک و کالاییسازی تسخیر میکند. در هر دو وضعیت، آنچه قربانی میشود، «جان» و قانونِ نفیِ آزار است.
ساختار روایی اثر، با بهرهگیری از آرکتایپهای نمادین، از «قطار شرم» و خفقانِ سنت آغاز میشود و به انفجارِ درونیِ نورونها در «دردالت» میرسد. نویسنده با تحلیلِ علمی-روانیِ فرسودگیِ مغز، نشان میدهد که چگونه سرکوبِ غریزی، جامعه را به سمتِ جنایاتِ پنهان میراند. «آنتروپی» در نهایت، پیشنهادِ رستاخیزی ارگانیک را میدهد؛ گذار از این وضعیتِ منحرف به نظمی خودجوش که در آن اخلاق، نه دستوری از بالا، بلکه همچون «تنفس» برای جانهای برابر، جاری و حیاتی باشد.
این کتاب در راستای فلسفهی «جانگرایی»، به صورت کاملاً متنباز و دیجیتال منتشر شده است. نویسنده با نگاهی رادیکال به صیانت از طبیعت، هرگونه چاپ کاغذی را ننگ و قتلِ درختان میداند. «آنتروپی» دعوتی است برای بازیابیِ تعادلِ تن و جامعه، جایی که مهر و لمس، نه ابزارهای قدرت، بلکه شیوهی زیستنِ آزادانهی انسانها باشند.