«جان» مانیفستی فلسفی و اخلاقی است که با واسازیِ بنیادینِ اومانیسمِ سنتی، «برابریِ مطلقِ زیستی» را به عنوان تنها راهِ نجاتِ تمدن معرفی میکند. مسئلهی مرکزیِ اثر، نفیِ گونهپرستی و افشایِ القابِ کاذبی چون «اشرف مخلوقات» است که مجوزی برایِ استثمارِ سایرِ جانداران فراهم آوردهاند. نویسنده با بهرهگیری از مفاهیمِ «سبزخواری» و «جانخواری»، استدلال میکند که صلحِ جهانی بدونِ برچیدنِ «محرابهایِ خون» و سلاخخانهها، وهمی بیش نیست. کتاب نشان میدهد که چگونه دوری از درندگی و بازگشت به مهرِ اصیل، نخستین قدم در راهِ رهایی و تحققِ «جهان آرمانی» است.
ساختارِ چهارگانهیِ اثر، سیری است از نقدِ الهیاتِ قدرت تا روایتِ سورئالیستیِ درد. شهسواری با واسازیِ پارادوکسِ «خاک و خار» و ناسیونالیسمِ انحصارطلب، نشان میدهد که چگونه مرزهایِ خودساخته، مانع از درکِ وحدتِ رنج در تمامِ موجودات میشوند. فصلِ نهاییِ کتاب، با روایتی تکاندهنده، مرزهایِ میانِ رنجِ حیوان و انسان را در هم میشکند تا ثابت کند که خشونت، خویی واحد است که در نهایت، دامنگیرِ خویشتنِ انسان خواهد شد.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «جان» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و حمایت از «حقوقِ درختان»، این اثر را به ابزاری برایِ پاسداری از زیستبوم و ترویجِ اخلاقِ زیستی بدل کرده است. «جان» دعوتی است برایِ عبور از عصرِ غریزه و برپاییِ جامعهای که در آن، هر موجودی تنها به سببِ «جاندار بودن» مقدس است و آزار، بزرگترین گناهِ هستی شمرده میشود.